معنی اغیف
6 بازدید
[ اَ یَ ] (ع ص) نرم و نازک اعضا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || گردن کج کرده از نزاکت. (منتهی الارب) (آنندراج). اَغیَد در همهٔ معانی. (از اقرب الموارد). رجوع به اغید شود. || عیش اغیف؛ زیست فراخ با ناز و نعمت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). زندگی فراخ. (از اقرب الموارد). || شجر اغیف؛ شاخ نرم و نازک. (از اقرب الموارد): شجر اغیف و غیفانی؛ یمؤد. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اغیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر