معنی اغیال
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ غِیل؛ درختان انبوه و درهم و درختان نی و حلقا و بیشهٔ شیر و جنگل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || جِ غِیل، هر رودبار باآب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). غُیول. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ اِ ] (ع مص) به سال دو بار بچه آوردن گوسپندان: اغیلت الغنم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). به سال دو بچه آوردن گوسپندان. (آنندراج). دو بار بچه زائیدن گوسپند در سال. (از اقرب الموارد). || درهم پیچیده شاخ و برگ گردیدن درخت: اغیل الشجر. (منتهی الارب) (آنندراج). درهم پیچیده گردیدن شاخ و برگ درخت. (ناظم الاطباء). بزرگ گردیدن و درهم پیچیده شدن درخت. (از اقرب الموارد). || شیر غیل خورانیدن بچه را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). فرزند بر آبستنی شیر دادن. (تاج المصادر بیهقی). در حاملگی شیر دادن زن بچهٔ خود را: اغیلت المرأة ولدها؛ ارضعته و هی حامل. (از اقرب الموارد). و به این معنی اِغالَة بالاعلال نیز گفته شود. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || گرد آمدن با زن بچه شیرده. (ناظم الاطباء). گرد آمدن با زن مرضع. (منتهی الارب). گرد آمدن با زن شیرده. (یادداشت مؤلف).[ اَ ] (اِخ) رودباری است به یمامه یا آن ذات اغیال است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اغیال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر