معنی اغمار
7 بازدید
[ اَ ] (ع ص، اِ) جِ غُمر و غُمُر، بمعنی گول و زعفران. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نادان و ناآزموده کاران. (غیاث اللغات). جِ غُمر، زعفران و نوعی طلا که زنان بر روی مالند. و جِ غِمر، بمعنی حقد و عطش. (از اقرب الموارد). ناآزمودگان. گولان. (یادداشت بخط مؤلف): خواست که بقایای آن اغمار بدست آرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۴۸).[ اِ ] (ع مص) دلیر گشتن بر سختی گرما و راه رفتن سپس سستی آوردن. یقال: «اغمرنی الحر». (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). فتور یافتن گرما آنگاه دلیر شدن و براه درآمدن: اغمرنی الحر؛ ای فتر فاجترأت علیه و رکبت الطریق. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اغمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر