معنی اغلال

معنی اغلال

5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) طوقهای آهنی. جِ غُلّ. و آبهای روان. (غیاث اللغات). جِ غل. طوقهای آهنی. (آنندراج). جِ غل، یعنی تشنگی یا سختی و سوزش تشنگی و سوزش شکم و گردن بند و هر چیز که گرد گیرد چیزی را. (منتهی الارب). جِ غل یعنی طوق آهنی یا آنچه دست و گردن را با آن بندند و جز آن. (از اقرب الموارد). || جِ غَلَل یعنی سوزش و سختی تشنگی یا تشنگی و سوزش شکم و بیماریی است مر گوسپندان را و آب روان در میان درختان و آب که بر روی ریگ گاه ناپیدا شود و پالونه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || مأخوذ از تازی. غلها و زنجیرهائی که بر گردنِ بندی اندازند. (ناظم الاطباء). غلهای آهنینی که بر گردن آویزند. (یادداشت بخط مؤلف): به خرد خویشتن از آتش و اغلال بخر تو خرد ورز اگر بیشتر از خلق خر است. ناصرخسرو. ابلیس رها یابد از اغلال گر ایدونک در حشر شما ز آتش سوزنده رهائید. ناصرخسرو. آنکو سرش از فضل خداوند بتابد فردا بکند آتش و اغلال سیانیش. ناصرخسرو.
[ اِ ] (ع مص) کشیدن پوست را با اندک گوشت و پیه: اغل فی الجلد اغلالا. (منتهی الارب) (آنندراج). پوست کندن از شتر به اندک گوشت و پیه. یقال: «اغل الجزار فی الجلد». (ناظم الاطباء). پاره ای از گوشت و پیه را از پوست کندن و اندکی از آن را بپوست چسبیده گذاشتن: اغل الجازر فی الجلد؛ اخذ بعض اللحم و الشحم فی السلخ و ترک بعضه ملتزقاً بالجلد. (از اقرب الموارد). || خیانت کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (المصادر زوزنی). در غنیمت و جز آن خیانت کردن: اغل الرجل؛ خان فی المغنم و غیره. قال ابن السکیت: لم نسمع فی المغنم الاغل ثلاثیا و هو متعد فی الاصل لکن امیت مفعوله فلم ینطق به». (از اقرب الموارد). و فی الحدیث: «لا اغلال ولا اسلال؛ ای لا خیانة و لا سرقة». (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || تشنه داشتن و آب سیر بخورانیدن شتر را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تشنه داشتن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). بد آب خورانیدن چوپان شتران را و سیرآب نشده آنها را از کنار آب راندن: اغل الراعی الابل؛ اَساء سقیها فصدرت و لم ترو. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || خداوند گوسپندان سیرناشده گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || گیاهان غلان رویانیدن زمین. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). گیاه غلان رویانیدن وادی: اغل الوادی؛ انبت الغلان. (از اقرب الموارد). || تیز نگریستن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سخت نگاه کردن: اغل فلان البصر؛ شدد النظر. (از اقرب الموارد). یقال: «اغل البصرة؛ اذا شدد النظر». (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || غله کردن آب و زمین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). غله کردن. (آنندراج). غله دادن زمین. (المصادر زوزنی). غله دادن مزرعه. (از اقرب الموارد). || بخیانت منسوب کردن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نسبت خیانت و غش بکسی دادن: اغل فلاناً؛ نسبه الی الغلول والخیانة. (از اقرب الموارد). با خیانت منسوب کردن. (تاج المصادر بیهقی). بخیانت منسوب کردن. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی). || خواربار کشانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || دارای غله گردیدن زمین: اغل الضیاع؛ صارت ذا غلة. (از اقرب الموارد). || رسیده شدن غلهٔ قوم: اغل القوم؛ بلغت غلتهم. (از اقرب الموارد). || غله آوردن بنزدیک عیال خود: اغل علی عیاله؛ اتاهم بالغلة. (از اقرب الموارد). غله آوردن با نزدیک قوم. (تاج المصادر بیهقی). || بمقدار یک جو ناقص کردن ترازو: اغل المیزان شعیرة؛ نقصها. کقوله: «بمیزان صدق لایُغلِ شعیرة». (از اقرب الموارد). || خطا کردن خطیب در سخن: اغل الخطیب؛ لم یصب فی کلامه. (از اقرب الموارد). || کینه داشتن. (آنندراج). کینه. (از لطائف بنقل غیاث اللغات): چون دهر مرا کشت به افلاس و به اغلال کردی تو مرا [ کشته ] به احسان و به انعام. مسعودسعد. || خیانت. (غیاث اللغات) (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی).

کلمات هم‌قافیه با «اغلال»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ال» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید