معنی اغلاف
4 بازدید
[ اِ ] (ع مص) پوشش ساختن. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). پوشش ساختن شیشه را: اغلظ القارورة؛ جعل لها غلافاً. (از اقرب الموارد). چیزی را بغلاف ساختن. (تاج المصادر بیهقی). غلاف کردن. (المصادر زوزنی). || در غلاف کردن چیزی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (المصادر زوزنی). در غلاف کردن. (تاج المصادر بیهقی). در غلاف کردن شیشه را: اغلف القارورة؛ ادخلها فی الغلاف. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اغلاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر