معنی اغل
6 بازدید
[ اَ غِ ] (اِ) جایی باشد که در کوه و صحرا بجهت خوابانیدن گوسفندان سازند. (آنندراج) (برهان) (هفت قلزم). و آن را آغل بالمد نیز خوانند. (آنندراج). اغول است یعنی جای خوابیدن گوسفندان. (انجمن آرای ناصری). آغل و جای باش گوسفندان در کوه و بیابان. (ناظم الاطباء). بمعنی آغال و آغِل است. (برهان). اغلب آغُل تلفظ کنند و آن مرکب است از پیشوند و غول بمعنی جایگاه گوسفندان و چارپایان دیگر. (حاشیهٔ برهان چ معین): غم مخورید هر شت ر ره نبرد در این اغل زان که به پستی اند و ما بر سر کوه بر شرف. مولوی (از آنندراج). در تداول عامه بیشتر آغُل تلفظ کنند که مرکب از پیشوند (آ) و غول بمعنی جایگاه گوسفند و چارپایان دیگر: گاهی چو گوسفندان در غول جای من گاهی چو غول گرد بیابان دوان دوان. بوشکور (از حاشیهٔ برهان چ معین).[ اُ غُ ] (اِخ) آدم علیه السلام. (شرفنامهٔ منیری).[ ] (اِخ) همان اغول حاجب است که از امرای محمد خوارزمشاه در خوارزم بود. (از تاریخ جهانگشا ج ۱ ص ۹۷ و ۱۲۴). همان مغول حاجب است. رجوع به تاریخ غازان ص ۱۳۷ شود.
کلمات همقافیه با «اغل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غل» برای سرودن شعر