معنی اغزل

معنی اغزل

5 بازدید
[ اَ زَ ] (ع ن تف) مرد غزلخوان تر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نعت تفضیلی از غزل. یقال فی المثل: «هو اغزل من امرئ القیس». (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). غزلسراتر. نیک غزل تر. (یادداشت مؤلف). - امثال: اغزل من امرئ القیس. || پرمغازله تر. (یادداشت بخط مؤلف): قال ضحاک بن عثمان الحزانی: «من اغزل ابیات قالتها العرب ابیات حسان بن یسار التغلبی حین یقول...». (از یادداشت مؤلف). این کلمه از غزل بمعنی مغازله کردن با زنان است. (از مجمع الامثال میدانی). || بافنده تر. ماهرتر در بافندگی. - امثال: اغزل من سرفة. اغزل من عنکبوت. قالوا هما من الغزل. (از مجمع الامثال میدانی). اغزل من فُرعُل. قال حمزة: من الغَزَل و الفرعل ولد الضبع و لم یزد علی هذا. قلت الغزل ههنا الخرق یقال غزل الکلب اذا اتبع الغزال فاذا ادرکه ثغا الغزال فی وجهه ففتر و خرق ای دهش و لعل فرعل یفعل کذلک اذا تبع صیده فقیل اغزل من فرعل. (مجمع الامثال میدانی). || (ص) تب که به نوبت معین آید. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تب که برای بیمار عادت شود و بتکرار آید: الاغزل من الحمی؛ ما کانت معتادة للعلیل متکررة. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «اغزل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید