معنی اغره
6 بازدید
[ اُ رَ ] (اِ) آماسی که در گردن آدمی به هم رسد و بفرانسه گواتر گویند. (ناظم الاطباء). ریشی باشد که بر گردن و شکم پدید آید و آن را بعربی نکفه خوانند. ریشی باشد که در شکم و گردن مردم بهم می رسد و آن را بعربی نکفه می گویند. (برهان) (آنندراج).[ اَ رَ ] (اِ) مجمع پادشاهان و حکام و اشراف. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مجمع سلاطین و حکام و اشراف. کنگره . (یادداشت بخط مؤلف). || بادگیر و جایی که باد بسیار وزد. (از ناظم الاطباء) (برهان) (آنندراج).[ اَ غِ رْ رَ ] (ع اِ) جِ غَریر، بمعنی کفیل و زندگانی فراخ و پاکیزه و جوان تجربه ناآزموده و جز آن. (از اقرب الموارد). || جِ غریر. فریفتگان. مغروران. جوانان بی تجربه. (از فرهنگ فارسی معین). جِ غریر. جوانان ناآزموده کار و زندگانی بافراغ خاطر. (منتهی الارب). اَغِراء. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به کلمهٔ غریر شود.
کلمات همقافیه با «اغره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر