معنی اغرب
5 بازدید
[ اَ رَ ] (ع ن تف) غریب تر و باغرابت تر. (ناظم الاطباء). غریب تر و عجیب تر. (آنندراج). دورتر. شگفت تر. (یادداشت مؤلف). - امثال: اغرب من العنقاء.[ اَ رُ ] (ع اِ) جِ غُراب، زاغ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جِ غُراب، نام پرندهٔ بزرگی است که سیاه آن را حاتم گویند و آن را بدشگون دانند. و ابقع آن را غراب البین گویند. (از اقرب الموارد). اَغرِبَه. غِربان. غُرب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به مفرد کلمه شود.
کلمات همقافیه با «اغرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر