معنی اغدیدان
4 بازدید
[ اِ ] (ع مص) تمام رسیدن و دراز گردیدن موی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). دراز شدن و بکمال رسیدن موی. و منه: قامت ترائیک مغدودنا. (از اقرب الموارد). دراز شدن موی. (المصادر زوزنی). || سخت سبز شدن گیاه چنانکه از سیرابی بسیاهی زند: اغدودن النبت؛ اخضر یضرب الی السواد من شدة ریه. (از اقرب الموارد). تمام رسیدن و دراز گردیدن گیاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اغدیدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر