معنی اغثاث

معنی اغثاث

8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) گوشت لاغر خریدن. یقال: «اغث الرجل اللحم اغثاثاً». (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گوشت لاغر خریدن. (آنندراج). گوشت نزار خریدن. (تاج المصادر بیهقی). گوشت لاغر خریدن مرد. (از اقرب الموارد). || لاغر و نزار شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). لاغر بودن گوشت: اغثّ اللحم؛ کان مهزولا. (از اقرب الموارد). نزار شدن گوشت. (تاج المصادر بیهقی). || لاغر و نزار شدن گوسپند: اغثّ الشاة؛ عجفت و هزلت. (از اقرب الموارد). || تباه و فاسد گردیدن کلام. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). تباه و فاسد بودن سخن: اغثّ حدیث القوم؛ ردؤ و فسد. (از اقرب الموارد). || ریم و زردآب از جراحت جاری گردیدن. (منتهی الارب). جاری گشتن ریم و جز آن از زخم. (آنندراج). جاری شدن ریم و زردآب از جراحت. (ناظم الاطباء). ریم و خون جاری شدن از جراحت. (از اقرب الموارد). ریم ور شدن. (المصادر زوزنی). || سخن تباه آوردن. یقال: اغث الرجل فی کلامه؛ ای تکلم بکلام غث. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج). هودر شدن و سخن بد گفتن. (تاج المصادر بیهقی). سخن ناسودمند گفتن: «اغث فی کلامه؛ تکلم بما لاخیر فیه». (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «اغثاث»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اث» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید