معنی اغتیاظ
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بخشم گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خشم گرفتن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر زوزنی). بخشم شدن. (صراح). مطاوع برای فعل «غاظ». یقال: «غاظه فاغتاظ». (از اقرب الموارد). تَغَیُّظ. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «اغتیاظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اظ» برای سرودن شعر