معنی اغتماط
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) پیشی گرفتن بعد پیشی گرفتن کسی در دویدن: اغتمط اغتماطاً. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دویدن با کسی و سبقت گرفتن او را بعد از سبقت گرفتن وی در آغاز. (از اقرب الموارد). || فروگرفتن کسی را بسخن و چیره گردیدن بر وی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). برتری یافتن بر کسی و چیره گردیدن بر وی در سخن: اغتمط فلاناً بالکلام؛ علاه فقهره. (از اقرب الموارد). || بیرون رفتن پس نشانش ناپدید گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خارج شدن پس اثر آن ناپدید گردیدن. تقول: خرجت شاتنا فاغتمطت فما رأینا لها عیناً ولا اثراً. (از اقرب الموارد). || خوار شمردن کلام را: اغتمط بالکلام؛ احتقره. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اغتماط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر