معنی اغتماد
7 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) بشب درآمدن: اغتمد فلان اللیل کانه صار کغمد له کما، یقال: ادرع اللیل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بشب درآمدن و آن را برای خود پرده مانند ساختن: اغتمد اللیل؛ دخل فیه و جعله لنفسه غمداً. (از اقرب الموارد). || در تاریکی شب و آنچه بدان ماند پنهان شدن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). در تاریکی شب رفتن و در تاریکی پنهان شدن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اغتماد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر