معنی اغتفاف
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) رسانیدن ستور علف روزگذار را به بهاران. (ناظم الاطباء). رسیدن ستور علف روزگذار را به بهاران. (منتهی الارب) (آنندراج). رسیدن ستور بعلف بهار به اندازهٔ گذران روز یا کمی فربه شدن. کقوله: «و کنا اذا ما اغتفت الخیل غفة». (از اقرب الموارد). || چیز اندک دادن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). چیز کمی کسی را دادن: اغتفه؛ اعطاه شیئاً یسیرا. (از اقرب الموارد). || اندک فربه گردیدن ستور. || اندک فربه گردیدن ستور. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اغتفاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر