معنی اغترار
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) فریفته گردیدن. یقال: اغتر به. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (فرهنگ نظام). فریب خوردن بگمان امن بودن و محفوظ نماندن: اغترّ بکذا؛ خدع و ظن به الامن فلم یتحفظ. (از اقرب الموارد). || غافل و بی خبر شدن و بغفلت افتادن. یقال: اغتررت یا رجل. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || بر غفلت کسی آمدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). یقال: «اغتره؛ ای اتاه علی غرة منه». (منتهی الارب). بر غفلت آمدن کسی را: اغتر فلانا؛ اتاه علی غرة. (از اقرب الموارد). || غفلت کسی را خواستن: اغتر الرجل؛ طلب غرته ای؛ غفلته. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اغترار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر