معنی اعیی
7 بازدید
[ اَ یا ] (ع ن تف) درمانده تر در کار. درمانده تر در سخن. بی زبان. (یادداشت بخط مؤلف). - امثال: اعیی من باقل؛ گنگ تر از باقل. مثلی است عربی و باقل مردی بود ضرب المثل در عجز از بیان. (یادداشت بخط مؤلف).[ اَ یا ] (اِخ) پدر بطنی است از جرم. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اعیی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر