معنی اعیرج
6 بازدید
[ اُ عَ رِ ] (ع اِ) مار خبیث که رقیه نپذیرد و مانند افعی برجهد. ج، اعیرجات. (ناظم الاطباء). مار که افسون نپذیرد و برجهد بر مردم. ج، اعیرجات. (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی). مصغراً ماری است خبیث که رقیه نپذیرد و مانند افعی برجهد. قال اللیث: لایؤنث. ج، اعیرجات. (منتهی الارب). || تصغیر اعرج. لنگ.
کلمات همقافیه با «اعیرج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر