معنی اعونه
6 بازدید
[ اَ وِ نَ ] (ع ص، اِ) یاری کنندگان و این جمع عاین است خلاف القیاس و عاین صیغهٔ اسم فاعل باشد از عون. (غیاث اللغات) (آنندراج). || در شاهد زیر جِ عوان است به معنی مأمور اجرای دیوان و سرهنگ دیوان : روزی یکی از اعونهٔ بخارا براتی بر قصر عارفان آورد... مردم دیه بر آن عوان بی ادبی کردند. (انیس الطالبین ص ۱۷۴).
کلمات همقافیه با «اعونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر