معنی اعوجی
6 بازدید
[ اَعْ وَ ] (ص نسبی) منسوب است به اعوج که نام اسبی است از عرب در جاهلیت : آفرین زآن مرکب شبدیزنعل رخش روی اعوجی مادرش و آن مادرش یحموم شوی. منوچهری. اعوجی کردار و دلدل قامت و شبدیزنعل رخش فرمان و براق اندام و شبرنگ اهتزاز. منوچهری. رجوع به اعوج شود.
کلمات همقافیه با «اعوجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر