معنی اعنة
7 بازدید
[ اَ عِ نْ نَ ] (ع اِ) جِ عِنان، دوال لگام که بدان اسب و ستور را بازدارند. (آنندراج) (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (غیاث اللغات). آنچه از لگام بر دو طرف گردن یعنی راست و چپ چارپای قرار گیرد و بدان ستور را بازدارند. (از اقرب الموارد). - اعنةالخیل؛ منصبی بوده است در عرب و متصدی این شغل اسبان مردم قریش را در جنگ نگهداری کرده و ادارهٔ امور مرکبها زیر نظر او بود. (از تاریخ تمدن جرجی زیدان ج ۱ ص ۲۰). - ممسک الاعنة؛ نام صورتی از صور فلکی. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به ممسک شود.
کلمات همقافیه با «اعنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر