معنی اعناط
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) فرزند درازبالا آوردن: «اعنط الرجل؛ اذا جاء بولد عنطنط». (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). فرزند بلندبالا آوردن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اعناط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر