معنی اعناب
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ عِنَب. انگورها. (آنندراج). جِ عِنَب . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی) (ناظم الاطباء). جِ عِنَب، میوهٔ درخت مو. و یکیِ آن عِنَبَة. (از اقرب الموارد): سیاه خانه و غیلان سرخ بر دل من حریف رضوان بود و حدائق اعناب. خاقانی. || جِ عِنَبَة، یعنی یک دانهٔ انگور و جمع بر این وزن نادر است. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اعناب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر