معنی اعمیان

معنی اعمیان

6 بازدید
[ اَ مَ ] (ع اِ) توجبه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || سوختهٔ به آتش یا شب. (منتهی الارب). آتش سوزی و به آتش سوخته (حریق) یا در شب. اعمیان. الحریق او و اللیل. (قطر المحیط) (اقرب الموارد). || شتر تیزشده بگشنی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سیل مواج و شتر حمله کننده. (از متن اللغة). شتر تیزشده و حمله کننده بر مردم. تقول: «اعوذ باللََّه من الاعمیین». (از اقرب الموارد). || سیل آب. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). سیل آب و آتش. (از متن اللغة). || سیل و شب. (از متن اللغة).

کلمات هم‌قافیه با «اعمیان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید