معنی اعمیان
6 بازدید
[ اَ مَ ] (ع اِ) توجبه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || سوختهٔ به آتش یا شب. (منتهی الارب). آتش سوزی و به آتش سوخته (حریق) یا در شب. اعمیان. الحریق او و اللیل. (قطر المحیط) (اقرب الموارد). || شتر تیزشده بگشنی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سیل مواج و شتر حمله کننده. (از متن اللغة). شتر تیزشده و حمله کننده بر مردم. تقول: «اعوذ باللََّه من الاعمیین». (از اقرب الموارد). || سیل آب. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). سیل آب و آتش. (از متن اللغة). || سیل و شب. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «اعمیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر