معنی اعمتة
6 بازدید
[ اَ مِ تَ ] (ع اِ) جِ عَمیتَة، یک نواله از پشم و صوف حلقه کرده. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). جِ عَمیتَة، بمعنی پاره ای از پشم حلقه کرده، یقال: عمیتة من صوف او وبر و سبیخة من قطن و سلیلة من شعر. (از اقرب الموارد). ج، عَمائِت، اَعْمِتة، عُمُت، عَمیت. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). و رجوع به کلمه های مذکور شود.
کلمات همقافیه با «اعمتة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تة» برای سرودن شعر