معنی اعلنکاس
5 بازدید
[ اِ لِ ] (ع مص) سخت سیاه شدن موی. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سیاه سخت شدن. (المصادر زوزنی). انبوه شدن و بسیار سیاه گردیدن موی. || مضطرب و متردد شدن. || انبوه و متراکم گردیدن شب. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اعلنکاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر