معنی اعلنباء
6 بازدید
[ اِ لِمْ ] (ع مص) آمادهٔ جنگ گشتن خروس و برافراشتن موی را و آمادهٔ بدی گردیدن سگ. (آنندراج). برافراشتن موی و آمادهٔ بدی گشتن سگ و خروس: اعلنبی الدیک او الکلب اعلنباءً؛ تنفّش شعره و تهیأ للشر. (از اقرب الموارد). آمادهٔ بدی و جنگ گشتن خروس و برافراشتن موی را، یقال: اعلنبی الدیک اعلنباءً. و آمادهٔ بدی گردیدن سگ، یقال: اعلنبی الکلب؛ آمادهٔ بدی گردید سگ. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || به اشراف درآوردن و شاخص ساختن مرد خویشتن را چنانکه بهنگام خصومت و فحاشی: اعلنبی الرجل؛ اشرف و اشخص نفسه کما یفعل عند الخصومة و الشتم. (از اقرب الموارد). اعلنباءالرجل؛ و هوَ ان یشرف الرجل و یُشْخِص نفسه کما یفعل عند الخصومة و الشتم. (منتهی الارب). و در انسان نیز بمعنای آمادهٔ جنگ گردیدن استعمال می شود. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اعلنباء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر