معنی اعفش
6 بازدید
[ اَ فَ ] (ع ص) مرد ضعیف البصر که چشم او بعلتی پیوسته آب راند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اَعمَش. (اقرب الموارد). مرد سست بینائی و ضعیف البصر که چشم او بعلتی پیوسته آب راند. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «اعفش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فش» برای سرودن شعر