معنی اعطاف
4 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) مهربانیها. جِ عطف. (از کنز از غیاث اللغات). جِ عِطْف. مهربانیها. (آنندراج) (از ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی). || جِ عِطْف، بمعنی کرانه و جانب و بغل. (ناظم الاطباء): همهٔ آن کفار را در اعطاف آن سهول و خبال و اکناف کهوف و غلال بشمشیر اسلام بفناء رسانیدند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۵۲). به اطراف و اعطاف جهان فتحنامه ها روان کرد. (ایضاً ص ۴۸). اعطاف زمین از زحمت لشکر او متزلزل شد. (ایضاً ص ۱۲۰).
کلمات همقافیه با «اعطاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر