معنی اعطاء

معنی اعطاء

5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) همدیگر گرفتن. (منتهی الارب). از همدیگر گرفتن. (ناظم الاطباء). همدیگر دادن و گرفتن. (آنندراج). || دادن و عطا نمودن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). عطا نمودن. (آنندراج). دادن. بخشیدن. (منتخب از غیاث اللغات). دادن عطا بکسی. (از اقرب الموارد). وفد. ارفاد. ارزانی. (یادداشت بخط مؤلف). || گردن نهادن، یقال: اعطی البعیر؛ ای انقاد و لم یستصعب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گردن نهادن. (آنندراج). به آسانی گردن نهادن: اعطی البعیر؛ انقاد و لم یستصعب. و فی الاساس: «اعطی بیده؛ اذا انقاد». (از اقرب الموارد). || قبول کردن دعا را. (آنندراج) (ناظم الاطباء). قبول کردن دعا را. و قیل فی السؤال عمن اردت ان یعطیک هل انت مُعْطیَّهُ (بتشدیدالیاء المفتوحة)؛ یعنی هستی تو دهندهٔ من آن را. و هل انتم مُعْطیَّهُ ایضاً للجمع لان النون سقطت من معطون للاضافة و قلبت الواو یاء و ادغمت و فتحت یاءک (کذا) لان قبلها ساکناً. و هل انتما معطیان بفتح الیاء فقس علی ذلک. (منتهی الارب). || عطا و دهش و بخشش. (ناظم الاطباء): و اعطائه ما اعد اللََّه الکریم له من الراحة و الکرامة و الحلول فی دارالمقامة. (تاریخ بیهقی ص ۳۰۰). - اعطاءالمقراض؛ عملی تشریفاتی است که بهنگام خرقه پوشی انجام میگیرد و اجازهٔ ارشاد به آنکه خرقه پوشیده داده می شود: ثم البسنی الخرقة، و لقننی الذکر و اعطانی المقراض وصانی بارشادالمریدین. (شدالازار ص ۷۴). و کان الشیخ حسین بن عبداللََّه المنقی الشیرازی ممن رفع محفة الشیخ شهاب الدین السهروردی فی طریق الحجاز، قد لازمه مدة، فاعطاه المقراض و الاجازة. (شدالازار در ترجمهٔ شیخ حسین منقی ص ۱۴۸). - اعطاء حکم بمثال؛ در ضمن مثال و نمونهٔ یک امری حکم آنرا بیان کردن. حکم مسئله ای را غیرمستقیم و ضمن آوردن مثال بیان کردن. - اعطاء کردن؛ دادن. (ناظم الاطباء). بخشیدن. ارزانی داشتن. عطا دادن.

کلمات هم‌قافیه با «اعطاء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید