معنی اعضاء مولدهٔ منی

معنی اعضاء مولدهٔ منی

4 بازدید
[ اَ ءِ مُ وَلْ لِ دَ/ دِ یِ مَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) گفته اند: نزد اطباء انثیین باشد. و آنها وریدهای ملفوفی باشند که خلل آنها محشو از مادهٔ غددی است و نزدیک به انثیین قرار گرفته اند. و خون را آماده سازند که چون به انثیین داخل شود مبدل به منی گردد، بنابراین مولد بودن منی بر آنها صادق باشد زیرا شرط مولد بودن بغایت کمال رساندن نیست و بهمین جهت روا باشد که رطوبت منوی غیرکامل برای تولید در ظروفی قبل از انثیین پدید آید و چون به انثیین داخل شود بکمال تولید رسد. لیکن اگر چنین باشد این اعضاء را باید اعضاء مهی کننده نامند، زیرا اگر مولد منی بصفت کمال باشد چنانکه شایسته است، آنگاه مهیاکننده نباشد، بلکه مبدأ فاعلیت تولید و کمال آن باشد در صورتی که چنین نیست، چه آنکه کمال تولید و نضج قبول صورة نوعیه زمانی تحقق یابد که (رطوبة) به انثیین داخل گردد. (از بحر الجواهر).

کلمات هم‌قافیه با «اعضاء مولدهٔ منی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید