معنی اعرنزام
5 بازدید
[ اِ رِ ] (ع مص) گرد آمدن و ترنجیده شدن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). جمع گردیدن و منقبض شدن. (از اقرب الموارد). در منتهی الارب چاپ تهران «اعریزام» ضبط شده است ولی در چاپ بمبئی اعرنزام است و پیداست که ضبط اخیر صحیح است زیرا مصدر باب افعنلال است. و ضبط چاپ تهران غلط است.
کلمات همقافیه با «اعرنزام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر