معنی اعران
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) پیوستگی کردن بر خوردن گوشت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ادامه دادن بر خوردن گوشت پخته. (از اقرب الموارد). || کفیده شدن ساقهای شتربچگان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شکاف برداشتن ساقهای شتربچگان. (از اقرب الموارد). || خارش افتادن در شتران. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). حکه افتادن در شترها. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اعران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر