معنی اعراض کردن
5 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (مص مرکب) روی گردانیدن. بیزاری نشان دادن. نفرت پیدا کردن. روی برگردانیدن. رخ تافتن. (فرهنگ فارسی معین). رو گردانیدن و دامن کشیدن و سر پیچیدن و سر باززدن و برشکستن و سر بازکردن و سر کشیدن و سر وازدن از چیزی و شانه کردن و شانه گردانی و شانه خالی کردن و طرح دادن از مترادفات آن است. (آنندراج) (از مجموعهٔ مترادفات ص ۴۴). روی از چیزی گردانیدن. (ارمغان آصفی). مجانبت کردن. عدول کردن. روی برتافتن. پشت کردن. روی گردانیدن. (یادداشت بخط مؤلف). عَشو. (تاج المصادر بیهقی) (دهار): این پدر زآن پسر کند اعراض وآن برادر از این شود بیزار.مسعودسعد. ای ز حق اعراض کرده چون پرستی بت همی حاجت از بت چون همی خواهی و هم لایسمعون. سنایی. از زنان اعراض کلی کردم. (کلیله و دمنه). اگر کسی از آن اعراض نماید... همچنان باشد که آن بازرگانان. (کلیله و دمنه). بسبب حادثه ای کارش ناتمام بماند و فرزندان او از آن اعراض کردند و بدان فال بد زدند تا خراب شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۸۱). ایزد تعالی در وی نظر نکند. بازش بخواند باز اعراض کند. (گلستان). باد سرخ آورد روی خاک از گلگون او بس که کرد اعراض از رشک سپهر چنبری. سلیم طهرانی.
کلمات همقافیه با «اعراض کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر