معنی اعدام کردن
6 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (مص مرکب) نابودن کردن. نیست کردن. کشتن. بقتل رسانیدن. (از یادداشت های مؤلف).
کلمات همقافیه با «اعدام کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر