معنی اعداد
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) آماده گردانیدن کسی یا چیزی را و ذخیره ساختن. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). مهیا و حاضر ساختن کسی را برای کاری. (از اقرب الموارد). یقال: «اعده اعداداً»؛ آماده گردانید او را و ذخیره ساخت. (منتهی الارب). آماده کردن. بسیجیدن. مهیا ساختن. تهیه کردن. (فرهنگ فارسی معین). آماده کردن. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی). آمادن. حاضر کردن. تیمار کردن. (یادداشت بخط مؤلف). آماده ساختن. (غیاث اللغات). ساختن. (تاج المصادر بیهقی): و اعطائه ما اعد اللََّه الکریم له من الراحة و الکرامة و الحلول فی دارالمقامة. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۲۹۸). || (اِمص) آمادگی و تیاری و تهیه. (ناظم الاطباء). بسیج. (فرهنگ فارسی معین). تهیه. (یادداشت بخط مؤلف). || در اصطلاح علم بدیع عبارت است از آنکه شاعر چند صفت یا اسم را بشمرد و آنها را بخود یا بچیزی نسبت دهد. (فرهنگ فارسی معین). - مدرسهٔ اعدادی؛ مدرسهٔ تهیه. مدرسهٔ مقدماتی. مدرسهٔ تقویتی.[ اَ ] (ع اِ) جِ عَدَد. (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) (تاج العروس). جِ عدد. شمارها. (آنندراج). عددها و شمارها. (ناظم الاطباء). شمارها. جِ عدد. (دهار): با قومی که مشاهیر انجاد و مساعیر اعداد بودند روی بطائی آورد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۵۱). افراد خدم و اعداد حشم آل سیمجور از خراسان روی به ری نهادند و سپاهی تمام پیش او فراهم آمد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۶۵). در معانی قسمت و اعداد نیست در معانی تجزیه و افراد نیست. مولوی (مثنوی چ کلالهٔ خاور ص ۱۶). || آبی که ماده اش منقطع نشود چون آب چشمه. (آنندراج). جِ عِدّ، بمعنی آبی که ماده اش منقطع نشود چون آب چشمه. (منتهی الارب). - علمِ اعداد؛ علم حساب و قسمی از ریاضیات. علمی که در آن از عوارض عدد بحث شود. علم عدد. رجوع به مقدمهٔ کشاف اصطلاحات الفنون ذیل کلمه علم عدد شود. - || علم جفر. (یادداشت بخط مؤلف). - || از علوم غریبه که در آن از عددهای دوست و دشمن گفتگو شود. نام علمی که در آن ارقام هندی را در اشکال هندسی چون مثلث و مربع و امثال آنها نوشته اعتقاد به اثرات عجیبهٔ آن اشکال کنند. (فرهنگ نظام).[ اَ ] (اِخ) سِفْرِ اعداد. کتاب چهارم از پنج کتاب موسی است و چون در سه باب اول و نیز در باب ۲۶ تعداد عبریان و لاویان را بیان مینماید بدان جهت به اعداد مسمی شد. و اما باقی کتاب محتوی حکایات کوچ کردن اسرائیلیان از دشت سینا و گردش در دشت و رسیدن آنها بحدود موآب می باشد. (از قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «اعداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر