معنی اعجب
6 بازدید
[ اَ جَ ] (ع ن تف) بشگفت آورنده تر. عجیب تر. (ناظم الاطباء): بعیر اعجب؛ شتر بشگفت آرنده تر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بشگفت تر. بشگفتی تر. خوش آیندتر: کان عند امرأة رجلان یخطبانها و کان احدهما اعجب الیها من الآخر. (نوادر ابن اعرابی). (یادداشت بخط مؤلف): اعجب وقایع و اغرب شوائع در حکم قضا و امر قدر آنکه این امیر ماضی... به حتف انف جان تسلیم کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۵۸). - ما اعجب برأیه؛ چه خودپسند است او. (ناظم الاطباء). - امثال: اعجب من فارةالبیش، تتغذی بالسموم و تعیش. (یادداشت به خط مؤلف).
کلمات همقافیه با «اعجب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جب» برای سرودن شعر