معنی اعتیاص
4 بازدید
[ اِ ] (ع مص) دشوار شدن کار بر کسی. (از منتهی الارب) (آنندراج). دشوار گردیدن بر شخص کاری. (ناظم الاطباء). یقال: اعتاص الامر علیه اعتیاصاً؛ دشوار گردید بر وی کار. (منتهی الارب). || درپیچان شدن. (منتهی الارب) (آنندراج). || بار ناگرفتن میش و ناقه و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج). بار ناگرفتن میش و ماده شتر و جز آن. (ناظم الاطباء). بدون علت طاقت نیاوردن ماده شتر یا رحم آن از مجامعت نر. و یعقوب گمان برده است که «صاد» در کلمه بدل از «طاء» باشد و اصل آن اعتیاط است و برخی گفته اند: اعتیاص بخصوص در مورد اسب و اعتیاط در مورد شتر ماده بکار میرود. (لسان از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اعتیاص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر