معنی اعتنا کردن
5 بازدید
[ اِ تِ کَ دَ ] (مص مرکب) اهتمام کردن. (از ناظم الاطباء). اِعتِداد. (از منتهی الارب). توجه کردن بچیزی. اهمیت دادن بدان. و رجوع به اعتداد شود. - بی اعتنایی کردن؛ بدون فکر و اندیشه کاری کردن و بی اهتمامی نمودن. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اعتنا کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر