معنی اعتمار

معنی اعتمار

4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) عمامه و جز آن بر سر بستن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). عمامه در سر بستن. (تاج المصادر بیهقی). عمامه بستن مرد بر سر. (از اقرب الموارد). || عمره کردن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی) (آنندراج). عمره آوردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (ترجمان القرآن عادل بن علی). || (اصطلاح فقه) عبارت است از بجای آوردن عمل عمره که از عبادات است و آن عمل عبادی خاصی است که در مکه و خانهٔ خدا انجام میشود. بدین طریق که از میقات معین احرام می بندد و سپس بمکه می آید و طواف میکند و دو رکعت نماز طواف و سعی بین صفا و مروه و تقصیر نیز بجای می آورد. (از شرایع الاسلام). || آهنگ کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). قصد کردن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). قصد کردن جایی و زیارت کردن آن، یقال: «جاء فلان معتمراً ای زائراً». و برخی گفته اند: اعتمار بمعنی قصد کردن جایی آبادان را. (از اقرب الموارد). || زیارت کردن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (ترجمان القرآن عادل بن علی).

کلمات هم‌قافیه با «اعتمار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید