معنی اعتمادالدوله
5 بازدید
[ اِ تِ دُدْ دَ لَ ] (اِخ) پسر اعتضادالدوله. از حکام قاجاریه در ۱۲۸۵ هـ . ق. بود. (از ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۲۲۲).[ اِ تِ دُدْ دَ لَ ] (اِخ) حاتم بیک. وی وزیر شاه عباس بود. (از فهرست کتابخانهٔ مدرسهٔ سپهسالار ج ۲ ص ۲۲۲).[ اِ تِ دُدْ دَ لَ ] (اِخ) حاجی ابراهیم خان. صدراعظم ایران در دورهٔ فتحعلی شاه قاجار. (از کتاب ایران در زمان قاجاریه).[ اِ تِ دُدْ دَ لَ ] (اِخ) میرزا کمال الدین شاه حسین اصفهانی. وی وزیر اعظم شاه اسماعیل صفوی بود و در سال ۹۲۹ هـ . ق. در عمارت هشت بهشت تبریز بدست مهتر شاهقلی رکابدار کشته شد. (از حاشیهٔ کتاب مجالس النفائس چ حکمت ص کز از مقدمه). و برای تفصیل بیشتر رجوع به حبیب السیر و احسن التواریخ روملو شود.[ اِ تِ دُدْ دَ لَ ] (اِخ) نقی الدین محمد. نام یکی از وزراء ایران.
کلمات همقافیه با «اعتمادالدوله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر