معنی اعتلاث
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) گرفتن آتش زنه از درخت ناشناخته که آتش دهد یا نه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). آتش زنه از درخت گرفتن بدون آن که بداند آتش افروزد یا نه. (از اقرب الموارد). || زوجهٔ خود را اختیار نکردن. (از اقرب الموارد). یقال: «فلان غیر معتلث الزناد؛ اذا کان متخیرالزوجة». (اساس از اقرب الموارد). و یقال: «فلان یعتلث الزناد؛ اذا لم یتخیر منکحه». (از منتهی الارب). || بهم آمیختن علاثه (دو چیز بهم آمیخته). (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اعتلاث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اث» برای سرودن شعر