معنی اعتقاء
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) از جانب چاه به آب رسیدن چاه کن. (منتهی الارب) (از متن اللغة) (ناظم الاطباء) (آنندراج). چاه را حفر کردن تا به آب رسیدن یا تا آب برآوردن. (از اقرب الموارد). بدین معنی واوی از مادهٔ «عقو» می باشد. || از چپ و راست کندن چاه را برای آب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). از راست و چپ چاه کندن هنگامی که نتوان از قعر چاه آب برآورد. (از اقرب الموارد). || بازایستادن. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بازنگه داشتن. در این معنی مقلوب اعتیاق است. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). قلب الاعتیاق. (تاج المصادر بیهقی). مثل اعتیاق. (المصادر زوزنی). || پیش و پس فراز کردن سخن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). شروع کردن در میان کلام. (از اقرب الموارد). || آمدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بدین معنی یائی (از مادهٔ عقی) میباشد. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و بمعنی آمدن باشد در جملهٔ «من اَین اُعتقیت» بصیغهٔ مجهول؛ یعنی «من اَین اُتیت». (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اعتقاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر