معنی اعتضاد جستن
4 بازدید
[ اِ تِ جُ تَ ] (مص مرکب) کمک خواستن. یاری طلبیدن. استعانت جستن : به اهتمام دولت و حمایت عزت سلطان اعتضاد و استناد جست. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۳۳). نصر پیش او رفت و بمرافقت او اعتضاد جست و او را بر قصد وی تحریص داد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۳۱).
کلمات همقافیه با «اعتضاد جستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر