معنی اعتجان
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) خمیر کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خمیر کردن آرد. (از اقرب الموارد). آرد سرشتن. (تاج المصادر بیهقی). سرشتن آرد و مثل آن. || خمیر گرفتن و ساختن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خمیر گرفتن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اعتجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر