معنی اعتبار شکستن
5 بازدید
[ اِ تِ شِ کَ تَ ] (مص مرکب) رونق چیزی را از بین بردن. بی ارزش ساختن : آن نکهت از کجاست نفسهای تیره را تا اعتبار نافهٔ تاتار بشکند. حزین اصفهانی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «اعتبار شکستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر