معنی اعتبارنامه
4 بازدید
[ اِ تِ مَ / مِ ] (اِ مرکب) نامه ای که در آن جمعی از مردمان مشهور براستی و درستی و تدین و قدر و منزلت کسی گواهی داده باشند. (ناظم الاطباء). در اصطلاح، ورقه ای که اعضای انجمن نظار امضاء کنند و وکالت کسی را به اطلاع وزارت کشور و مجلس برسانند. (فرهنگ فارسی معین). || در اصطلاح دیپلماسی، ورقهٔ معرفی سفرای کبار و وزرای مختار. استوارنامه. (فرهنگ فارسی معین). || در اصطلاح بانکی، نوشته ای است که از طرف بانکی بشخصی داده شده و اعتبار آن شخص را معین میکند و آن شخص بهر بانکی که از طرف بانک اول است برود میتواند برابر آن مبلغ دریافت دارد و مبلغ دریافت شده در پشت آن ورقه نوشته میشود.
کلمات همقافیه با «اعتبارنامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر