معنی اعتام
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) در شبانگاه دوشیدن شتر ماده را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). در شب شتر را دوشیدن و آن از کندی بتأخیر انداختن است. (از متن اللغة). اِعتِماء که در آن قلب واقع شده. (از نشوءاللغة ص ۱۶). عَتم. استعتام. (متن اللغة). || بازداشتن از کاری که درآمده باشد در آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بازماندن از کاری که درآمده باشد در آن. (از متن اللغة). || گذشتن پاره ای از شب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). || درنگ نمودن در مهمانی کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). بتأخیر انداختن از مهمانی. (از متن اللغة). || درنگ کردن در کاری. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بتأخیر انداختن حاجتی را. (از متن اللغة). کاری دیر کردن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || در وقت نماز خفتن به جایی شدن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بهنگام نماز خفتن درآمدن. (از متن اللغة). در وقت نماز خفتن شدن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || آمدن در وقت نماز خفتن یا بازگشتن در آن وقت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اعتام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر