معنی اعبق
5 بازدید
[ اَ بَ ] (ع ن تف) خوش بوتر. آنچه بیشتر بوی خوش بر جای گذارد: و یفضل [عودالهندی ] علی المندلی بانه لایولد القمل و هو اعبق فی الثیاب. (مفردات ابن البیطار ج ۳ ص ۱۴۳).
کلمات همقافیه با «اعبق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بق» برای سرودن شعر