معنی اعایة
6 بازدید
[ اِ یَ ] (ع مص) مانده شدن. (از منتهی الارب). اعایهٔ ماشی؛ دچار تعب و ماندگی شدن و آن بجز عجز است. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || اعایهٔ سیر، شتر را؛ مانده کردن کسی را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). - اعایهٔ درد پزشکان را؛ عاجز گشتن آنان از درمان کردن. (از متن اللغة). - اعایهٔ درد پزشک را؛ عاجز کردن وی را. (از اقرب الموارد). - اعایهٔ درد کسی را؛ مانده کردن و عاجز نمودن بیماری وی را و به نشدن او. - اعایهٔ کار بر کسی؛ دشوار شدن کار بر وی. یقال: اعیا علیه الامر. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). اعایهٔ کار بر کسی (و نباید گفت اعیا به)؛ ناتوان شدن و رهبری نگشتن. (از متن اللغة). اعیاء هم آمده است. رجوع به اعیاء شود.
کلمات همقافیه با «اعایة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر